تبليغاتX
...another afternoon
...another afternoon
...wistful pistol
دوشنبه 21 مرداد1387
...!BRING ME TO LIFE
خیلی وقت بود که نبودم...روزای خوبی نیست.البته کی میتونه بگه چی خوبه چی بد؟

کی میتونه اخرشو برام تعریف کنه؟اخر همه چیزو...

وقتی ندای درونی ادم با این سکوت بی منطق دنیا رو به رو میشه پوچی به وجود میاد...

ادم شریفی که تقلب نمیکنه بعد از دونستن این که زندگی به درد نمیخوره هنوزم میتونه به زندگی ادامه بده؟

 این همه گسیختگی بین انسان و زندگی٬بین هنرپیشه و صحنه احساس پوچی به ادم میده و اونو به چه جاهایی که نمیکشونه...

خدا و همه ی مقدسات به همه ی کسایی که بهشون ایمان دارن کمک کنه!

و عشق به همه ی عاشقا...

دعا میکنم همه ی کسایی که به این جا میرسن یه جوری با چنگ زدن به یه چیزی یا کسی ازش نجات پیدا کنن...با تمام وجودم...

پ.ن:دلم برای همه تون خیلی خیلی تنگ شده بود.برای همه تون.خیلی زیاد.برای فانتازیو٬ارش٬لیمو بانو٬فهیمه٬ابستنیوس٬خاتون٬شیما٬تیتا٬پپلینو٬سارا٬ملپی٬افیون٬ساهاک٬تی تی٬ویولنیست٬گلادیاتور٬کارگر و همه ی دوستای واقعی ای که میشناسم و نمیشناسم...و برای تو!...دوستتون دارم.خیلی...

+ maryam