تبليغاتX
...another afternoon
...another afternoon
...wistful pistol
سه شنبه 21 اسفند1386
...CABINET'S BEETLE
ما یکی را یافتیم که عین خود ماست...نمی دانید چقدر شبیه ماست!

از نظر روانی ما را برای هم ساخته اند...باور نمی کنید...مطمئنیم در تمام دنیا هم چنین موردی یافت نشده است...

حتی فرانکی و جانی هم نمی توانند مانند ما باشند...( ترانه اش را شنیده اید؟)

او هم مانند ما از صبح تا شب دور خودش می چرخد و حتی نمی داند کجاست!...ما واقعا عاشقش شدیم...

او را در خانه ی داییمان ملاقات کردیم و از فرط هیجان و عشق باخودمان قرار گذاشتیم که هروخت ایشان مردند ما نیز به دنبالشان برویم...

ایشان در یک ظرف شیشه ای بزرگ بیضی گیر افتاده بودند و هی خودشان را به در و دیوار می کوبیدند اما زندایی مان ایشان را نمی کشت(اخر به این کار می گویند دلرحمی؟!)...و ما نیز ازادشان نمیکردیم...

اسم او و ما را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرده اند٬که با وجود تمام مشکلات انقدر کله خر هستیم که هنوز هم زنده ایم...

پ.ن۱:یکی به ما گفت که ایا خودکشی یکی از مراسم مهم و رسمی زندگی زنان است؟و ما فک کردیم که باید یک روز به این مراسم برویم ببینیم چه جوری است!(محض ماجراجویی هم که شده!)

پ.ن۲:با بستن چمدانمان و گشودن دوباره اش دچار استحاله ای روحی٬جسمی٬معنوی٬مادی و هر استحاله ای که فکرش را بکنید شدیم.گاهی وقتها بستن چمدان ادم را واقع بین تر می کند.تجربه ی کهن ما را بپذیرید...!

پ.ن۳:نع خاتون ناز ما...راستش را بخواهید ما تخم این کارها را نداریم...!

+ maryam