تبليغاتX
...another afternoon
...another afternoon
...wistful pistol
شنبه 27 بهمن1386
...WATTER PIPE
اه...نمی دانید چقدر دلمان برای شما و اینجا تنگیده بود...خیر...فکرش را هم نمی کنید...

راستش را بخواهید از خانه مان زدیم بیرون!...و به خانه ی مادربزرگمان رفتیم...

به مادرمان گفتیم:"خداحافظ...ما رفتیم خواننده شویم..."مادرمان در ابتدا باور نکردند...اما ما چمدانهایمان را بستیم و رفتیم...(اقتدار را حال می کنید؟)

اما چون اصولا بچه ی بسی مثبتی می باشیم٬دختر فراری نشدیم و رفتیم به خانه ی مادر بزرگمان...

جایتان به صورتی بس فجیع خالی می باشد!!!...

بلی...نمی دانید چه جای محشری برای خرخوانی می باشد...!!!نیست ما هم خیــــــــــــــــــــــــلی...!

بلی!...ولی دوری اینجا بر ما بسی سخت امده است!...و فی الواقع دلمان برایتان خهلی تنگ می شود!

اما خوب دیگر...قهر کردن و این چیزهای کوفتی این مشکلات را هم دارد دیگر!...

خوب...فقط امدیم اطلاع بدهیم که هنوز این نفس بی صاحابمان در حال رفت و امد است!

و به کمی دلداری احتیاج داریم!...دستمال هم که در هیچ مکانی یافت نمی شود...ملتفت می شوید که؟

...

پ.ن۱:مادربزرگمان از صبح تا شب در اشپزخانه حمام می کنند!(ایشان بسی وسواس دارند!)

و صدای این لوله ی اب از این گوش صاحاب مرده مان بیرون نمی رود!...

پ.ن۲:پدربزرگمان نیز هی به اشپزخانه اشاره می کند و سر تکان تکان می دهد!و به ساعت نگاه میکند تا ...

+ maryam
سه شنبه 2 بهمن1386
...YEAH...REAL DONKEY
صدای عرعر خری را می شنویم...خریست و فوق العاده هم خوشحال و نیکبخت است...به قدری خوشبخت است که فقط خرها می توانند باشند.با خود می گوییم:"وای خدایا چه فلاکتی در این عرعر نهفته است!"

دلمان برایش کباب می شود...ولی این برای ان است که خر واقعی خود ماییم.

حالا صدای مرغان دریایی را می شنویم و جیغ و شیون انها را پر از غصه می یابیم.تمام شیونهای جان شکاف انها برای اینست که جایی مخرج فاضلابی پیدا کرده اند که به دریاچه سرازیر می شود و این خبر خوش را به هم بشارت می دهند.

این توهم از خطای دید است.البته منظورمان اختلاف دیدگاه است٬شما منظورمان را ملتفت می شوید؟

                                          ..................................

میدانید وقتی ناپلئون پاک باخته با بار یک میلیون کشته روی دست از روسیه برگشت و زنش را با یک نره خر توی رختخواب دید چه گفت؟

گفت:"خوب عاقبت یک مساله ی شخصی!برای تنوع هیچ بد نیست."

...

پ.ن۱:دلمان می خواهد اسم اینجا را بگذاریم ماونت پالومار...یا شاید مغولستان خارجی!...بله شاید گذاشتیم!...

پ.ن۲:و همچنین دلمان می خواهد یک نفر برایمانIch Kuesse Ihre Hand Madam را بخواند...بلی خیلی دلمان می خواهد...

+ maryam